روش‌های سنجش و تکنیک‌های آماری مورد استفاده71
پایایی گویه ها72
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده‌ها
یافته‌های توصیفی79
گویه اول: ارتباط افراد زیاد در سایبر79
گویه دوم: شعاع ارتباط80
گویه سوم: مانع ارتباطات فعالان اجتماعی81
گویه چهارم: شعاع ارتباط82
گویه پنجم: گفتگو مطمئن درباره مسائل83
گویه ششم: هماهنگی افراد توسط اینترنت84
گویه هفتم: سازماندهی طرفداران85
گویه هشتم: دریافت کمک توسط جنبش ها86
گویه نهم: ایجاد کمپین87
گویه دهم: انتقال هنجارها و ارزش‌های فرهنگی88
گویه یازدهم: کنترل دولتها به جریان ارتباطات89
گویه دوازدهم: انتقال هنجارها و ارزشهای فرهنگی90
گویه سیزدهم: مقبولیت دولتها91
گویه چهاردهم: سازماندهی طرفداران جریانات اجتماعی92
گویه پانزدهم: ارزشهای جدید فرهنگی جایگزین93
گویه شانزدهم: انتقال هنجارهای غیررسمی مرتبط با جنبشهای سیاسی94
گویه هفدهم: کاهش انسجام اجتماعی95
گویه هیجدهم: کاهش مشروعیت96

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

گویه نوزدهم: هنجارهای جدید و معترض97
گویه بیستم: جذب نیروهای اساسی پیشبرد جنبش ها98
گویه بیست و یکم: ارتباط زیاد با حامیان خود99
گویه بیست و دوم: تضعیف مشروعیت100
گویه بیست و سوم: مشروعیت زدایی101
گویه بیست و چهارم: توان کمتر برای برخورداری102
گویه بیست و پنجم: امکان رساندن ارزش‌ها و آرمان‌های جنبش‌های اجتماعی103
گویه بیست و ششم: کنترل دولتها بر فضای سایبر104
گویه بیست و هفتم: محدودیت کمتر دولتها بر فضای سایبر105
گویه بیست و هشتم: انتقال ارزش‌های فرهنگی غیررسمی106
گویه بیست و نهم: کنترل جنبش‌های سیاسی107
گویه سی: محدودیت‌های کمتر108
گویه سی و یک: ارتباط جنبش‌ها با افراد زیر مجموعه109
گویه سی و دوم: جدا کردن شهروندان از یکدیگر110
گویه سی و سوم: التزام به ارزش‌های مسلط سیاسی111
گویه سی و چهارم: هنجارهای بدیل112
گویه سی و پنجم: هنجارهای بدیل توسط جنبشهای اجتماعی113
گویه سی و ششم: ارزش‌های جدید سیاسی و فرهنگی114
گویه سی و هفتم: امکان ارتباطات در همه مکانها115
گویه سی و هشت: میزان آشنایی با اینترنت116
گویه سی و نهم: میزان آشنایی با قابلیت‌های فضای سایبر117
فصل پنجم: نتیجه‌گیری
نتیجه‌گیری133
منابع و مأخذ137
منابع فارسی138
منابع انگلیسی140
پرسشنامه142
فهرست جداول
عنوانصفحه
ارتباط افراد زیاد در سایبر79
شعاع ارتباط80
مانع ارتباطات فعالان اجتماعی81
شعاع ارتباط82
گفتگو مطمئن درباره مسائل83
هماهنگی افراد توسط اینترنت84
سازماندهی طرفداران85
دریافت کمک توسط جنبش ها86
ایجاد کمپین87
انتقال هنجارها و ارزش‌های فرهنگی88
کنترل دولتها به جریان ارتباطات89
انتقال هنجارها و ارزشهای فرهنگی90
مقبولیت دولتها91
سازماندهی طرفداران جریانات اجتماعی92
ارزشهای جدید فرهنگی جایگزین93
انتقال هنجارهای غیررسمی مرتبط با جنبشهای سیاسی94
کاهش انسجام اجتماعی95
کاهش مشروعیت96
هنجارهای جدید و معترض97
جذب نیروهای اساسی پیشبرد جنبش ها98
ارتباط زیاد با حامیان خود99
تضعیف مشروعیت100
مشروعیت زدایی101
توان کمتر برای برخورداری102
امکان رساندن ارزش‌ها و آرمان‌های جنبش‌های اجتماعی103
کنترل دولتها بر فضای سایبر104
محدودیت کمتر دولتها بر فضای سایبر105
انتقال ارزش‌های فرهنگی غیررسمی106
کنترل جنبش‌های سیاسی107
محدودیت‌های کمتر108
ارتباط جنبش‌ها با افراد زیر مجموعه109
جدا کردن شهروندان از یکدیگر110
التزام به ارزش‌های مسلط سیاسی111
هنجارهای بدیل112
هنجارهای بدیل توسط جنبشهای اجتماعی113
ارزش‌های جدید سیاسی و فرهنگی114
امکان ارتباطات در همه مکانها115
میزان آشنایی با اینترنت116
میزان آشنایی با قابلیت‌های فضای سایبر117

فصل اول
مقدمه

موضوع جنبشهای اجتماعی به عنوان حد فاصل انقلاب و اصلاحات، یکی از پدیده‌های اجتماعی محسوب میشود. این جنبشهای اجتماعی ظرفیت، قابلیت و تأثیر گذاری بالائی در جوامع مختلف برخوردار بوده و به همین دلیل مورد توجه و اقبال حکومتها، دولتها، احزاب و گروههای سیاسی و عامه مردم گرفته است.
در واقع جنبش اجتماعی را می‌توان حد فاصل انقلاب و اصلاحات در یک جامعه دانست که در قالبهای مختلف مذهبی، ملی و صنفی راه اندازی شده و استمرار می یابد.
جنبشهای اجتماعی نقش بسیار مهمی در جامعه شناسی سیاسی معاصر ایفا می کنند. گی روشه آن را چنین تعریف می کند: جنبش اجتماعی عبارت است از سازمانی کاملاً شکل گرفته و مشخص است که به منظور دفاع یا گسترش و دستیابی به هدفهای خاصی به گروه بندی و تشکیل اعضاء می‌پردازد و درصدد بر می آید تا عناصری از جامعه را تغییر دهند یا آنها را حفظ کند.
همچنین آلن تورن آن کنش جمعی را جنبش اجتماعی می‌خواند که شامل ستیزه‌هایی باشد که پیرامون توانایی‌هایی نهادینه شده الگوهای فرهنگی رایج است. به عبارت دیگر وی جهت‌گیری جنبش‌ها را معطوف به الگوی فرهنگی می داند,که بر جامعه سیطره دارند. در نهایت تورن با استفاده از مفهوم کنش و تاریخ مندی,جنبشهای اجتماعی را به عنوان رفتار جمعی سازمان یافته ای می‌داند که یک کنشگر طبقاتی با دشمن طبقاتی اش برای کنترل تاریخ مندی خود در یک اجتماع ملموس ستیز می کند او البته عرصه منازعه را طبقاتی و میان سرمایه داران و پرولتاریا می داند ولی تفسیر صرفا” اقتصادی این ستیز را رد می کند. او معتقد است این ستیز برای توزیع ویا کنترل منابع است، اما هدف نهائی این ستیزه تلاش برای تحت کنترل در آوردن تاریخ مندی می باشد از اینرو ستیز برای توزیع و کنترل منابع هم بعنوان ابزاری برای کنترل تاریخ مندی بشمار می آید.
بطور کلی از نظر تورن وجود جنبشهای اجتماعی یک امر عارضی برای جوامع نیست بطوری که یک نظام سیاسی نمی‌تواند جنبشهای اجتماعی را بعنوان عرضه خشونت آمیز مطالباتی که عملا امکان پاسخگویی ندارد در نظر بگیرد و اگر چنین نگرشی به جنبشها بوجود آید, آنگاه نظام سیاسی از نمایندگی مردم باز می ماند و اطمینان رای دهندگان به خود را از دست می‌دهد. از طرف دیگر جنبشهای اجتماعی نباید کنش جمعی خود را به جبهه گیری محلی – طبقه ای تقلیل دهند و به رغم سازمان دادن به خود و گسترش ستیزه‌ها باید تمایل فرا طبقه ای داشته باشند. (حاجلی، 1386: 85-82).
می توان افزایش شدید مشارکت توده ای در فعالیت سیاسی را در رخ دادن چنین جنبش هایی مهم دانست و انگیزه چنین مشارکتی را نیز مخالفت گسترده با وضعیت موجود برشمرد. و این نوع نارضایتی مردمی ممکن است ناشی از ایجاد شکاف میان انتظارات مردم (در مورد سبک زندگی که احساس می کنند باید به آن نائل شوند) و توانائی آنها در تأمین این انتظارات باشد. دانشمندان علوم اجتماعی این پدیده را محرومیت نسبی می‌خوانند، که این دانشمندان کوشیده‌اند شرایط خاصی را که به شکل گیری نارضایتی توده ای و روی دادن خیزش های طغیان گرایانه منجر می شود را شناسائی کنند. (فرونزو، 1381: 4).
موریس دوورژه جامعه شناس فرانسوی در کتاب جامعه شناسی سیاسی در این باره می‌نویسد: تمایز میان مبارزه در رژیم و مبارزه با رژیم به مفهوم حقانیت بستگی دارد, اگر کلیه شهروندان رژیمی را حقانی بشمارند و اگر این رژیم موضوع یک توافق عمومی واقع شده باشد پیکار در چهارچوب اصول و ساختار رژیم باقی می ماند ولی اگر این توافق از بین برود و تنها برخی از طبقات و برخی از گروهها و احزاب رژیم موجود را حقانی بشناسند وطبقات,گروهها و احزاب دیگر به حقانیت دیگری پایبند باشند پیکار با رژیم به جریان می‌افتد. حاکمیت هر یک از این دو حالت مبارزه انتخانی نیست و ناشی از اوضاع است. (امینی، 1382: 1).
گیدنز جنبشهای اجتماعی را کوششی برای پیشبرد منافع مشترک یا تامین هدفی مشترک , از طریق عمل جمعی خارج از حوزه نهادهای رسمی تعریف می کند. (گیدنز، 1383: 679)
از دید [دوناتلا دلاپورتا] جنبش های سیاسی را شبکه های غیر رسمی مبتنی بر اعتقادات مشترک و همبستگی که از طریق استفاده مداوم از اشکال گوناگون اعتراض حول موضوعات منازعه آمیز بسیج می شوند، تعریف می‌کنند. (دوناتلا دلاپورتا، 1383: 5).
اگر تعریف مذکور را مورد کالبد شناسی قرار دهیم مولفه‌های اساسی تعاریف این است که :
*جنبش‌های اجتماعی شبکه‌های غیر رسمی و غیر دولتی هستند که می‌توانند قالب نهادی به خود بگیرد. چرا قالب نهادی، چون نهادها از استمرار برخوردار هستند و فعالیت‌های غیر نهادی از دوام و استمرار برخوردار نیستند. از این روی بر مبنای تعریف مذکور، جنبشهای غیر نهادی از اهمیت و تاثیر گذاری کمتری برخوردار هستند..
*جنبش‌های اجتماعی مبتنی بر اعتقادات مشترک یعنی باورهای مشترکی است که افرادی را در شبکه غیر رسمی همبسته ساخته است. یعنی بر مبنای مولفه مذکور، مجموعه‌ای از باورها و انگارها است که افرادی را در کنار همدیگر قرار داده و همبسته ساخته است. یعنی بدون باورهای مشترک امکان حرکت اجتماعی وجود ندارد.
*در جنبش‌های اجتماعی صحبت از استفاده مداوم و مستمر از اشکال اعتراض در مورد موضوعات مورد مجادله و یا موضوعا ت مورد اعتراض است. به عبارتی دیگر، در جوامعی که افرادی به موضوعاتی اعتراضی نداشته باشند امکان تحقق و صحبت از جنبش‌های اجتماعی وجود ندارد. به عبارتی دیگر در جنبش‌های اجتماعی بحث از اعتراض سیاسی است. صحبت از نهادهای غیر رسمی خارج از قدرت است در نظر متفاوتی را مورد موضوعات جاری اجتماعی و سیاسی رسمی ارائه می‌نمایند. با توجه به مشخصات مذکور نهادهای مدنی و احزاب را می‌توان نهادهای دائمی و غیر رسمی دانست که کارگزار جنبش‌های اجتماعی هستند. یعنی جنبش‌های اجتماعی توده‌ای در قالب تعاریف موجود قرار نمی‌گیرد.
جنبشهای اجتماعی در یک دوره بحرانی در جامعه مثل بی‌سامانیهای اجتماعی، ناامنی، بی‌هنجاری، سرخوردگی‌های اجتماعی، نارضایتی‌های وسیع به دلایل گوناگون از خودبیگانگی پدید می‌آید و سر برمی‌آورند و هر گاه که این عوامل با بی عدالتی اجتماعی توام گردد,انگیزه های پیوستن به جنبش اجتماعی شدت بیشتری می یابد. (خادمی، 1383: 1).
در این میان است که بخش عظیمی از مردم جامعه به شدت ناراضی می شوند که این امر به اعتراضات و شورش هایی با مشارکت توده ای و علیه اقتدار دولتی منجر می شود. در جوامع کشاورزی که از نظر فناوری عقب مانده‌اند رخ دادن چنین شورش‌ها و جنبش هایی اهمیت اساسی دارد. (فرونزو1381: 1).
جنبشهای اجتماعی از آنجا که ریشه در مطالبات مردم (اعم از یک یا چند قشر و یا اقشار مختلف) دارد، می‌تواند طیف وسیعی از مردم را به خود جذب و جلب نماید، و به همین دلیل از ظرفیت و قابلیت بالا و فراوانی برخوردار است، همین کار ویژه و قابلیت مهم باعث شده است دولتها در جوامع مختلف تلاش نمایند با نفوذ در جنبش های اجتماعی، آنها را در راستای اهداف خود سازماندهی و مدیریت هدایت کنند. (نشریه رسالت، 1383: 1).
جنبش های اجتماعی مختلف به عنوان منابع قدرت جهانی در پیشبرد اهداف خود، به طریق گوناگون بر سیاستگذاری‌ها در سطح جهانی اثر می گذارند. از آنجا که جنبش‌های اجتماعی جدید، همانقدر که به سیاست در سطح دولت – ملت توجه دارند، به مقاومت و دگرگونی در سطح زندگی روزمره و روابط میان افراد و روابط اجتماعی نیز توجه دارند بنابراین آنها در موقعیت مناسبی برای شرکت در سیاست فراملی مرتبط با جهانی شدن قرار دارند، مثلاً سازمان زیست محیطی ” دوستان من” تجسم بخش ارتباط میان سطوح جهانی و محلی است، یا جنبش زنان، سراسر جهان را به هم پیوند داده است. در حالی که گروههای محلی زنان نیز در زندگی روزمره شان با همان موضوعات درگیرند. میزان نابرابری و فقر در میان مردم یک جامعه، میزان شکاف در جمعیت در امتداد خطوط قومی، تصور وجود فساد در میان مقامات حکومتی، سطح تسلیحات و میزان وفاداری نیروهای نظامی حکومت، سنت های فرهنگی مؤید خشونت یا عدم توسل به خشونت به عنوان ابزار اعتراض علیه بی عدالتی اجتماعی متصور اندازه فیزیکی یک کشور و سرشت سرزمینی آن و درجه نزدیکی و سطح مداخله کشورهای دیگر است که شکل گیری و موفقیت یک جنبش را مورد حمایت قرار می‌دهد.
مدعای این پایان نامه این است به دلیل ویژگی‌های ساختاری و ساخت کراسی در بیشتر نظام‌های سیاسی جهان سوم، جنبش‌های سیاسی و اجتماعی با انسداد مواجه شده اند. یعنی جنبش‌های اجتماعی به دلیل ماهیتا مردم سالار آنها مورد اقبال نیستند و مجال برای فعالیت نهادی و توده‌ای جنبش‌های سیاسی بسیار کم است. به عبارتی دیگر، درساختار کراسی در دولت‌های توسعه نیافته، جنبش‌های اجتماعی با ساختارهای محدود کننده‌ای زیادی مواجه شده‌اند که این موضوع باعث ناکارآمدی جدی جنبش‌های مذکور برای حصول به اهداف جنبش‌ها و پیشبرد آرای خود شده است.
نگارنده مدعی است که جنبش‌های اجتماعی به مفهوم فعالیت جمعی و نهادی خارج از قدرت در کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته دچار انسداد شده است. این به معنی نبود جنبش‌های اجتماعی در این کشورها نیست بلکه صحبت از اثر بخشی آنها است. یعنی در ساختار کراسی بیشتر این کشورها، جنبش‌های اجتماعی مجال کمتری را برای عمل و اثر بخشی دارند و این موضوع به شدت با کراسی این دولت‌ها پیوند خورده است.
نکته‌ی مهم این است که در بیشتر کشورها، جنبش‌های اجتماعی به معنی تغییر رژیم تلقی شده است در حالی که این تلقی، برداشت درستی از جنبش‌های اجتماعی نیست. جنبش‌های سیاسی حتما منجر به تغییر رژیم‌های سیاسی نیست. تلقی موجود باعث شده است که در بیشتر کشورهای جهان سومی، جنبش‌های اجتماعی محدود شده و یا امکان فعالیت نهادی از آنها گرفته شده و این موضوع را می‌توان در ناکارآمدی احزاب و نهادهای اجتماع محور مشاهده نمود.
در این تحقیق ابتدا به شرایطی اشاره می‌شود که می‌تواند فعالیت جنبش اجتماعی را (امکان بسیج نیروها امکان برقراری منظم ارتباط، امکان دادن آگاهی مشترک، امکان تسهیل بسیج و به حرکت درآمدن نیروها) را تسریع نماید.
نویسنده مقاله معتقد است ورود تکنولوژی و ماشین در حیات انسانها بی تاثیر نبوده و منجر به تحولات سیاسی گسترده‌ای شده است که مورد توجه علمای سیاسی و اجتماعی بوده است. از این منظر، ورود اینترنت و فضای مجاز نیز توجه زیادی را جلب نموده است. در این قسمت با اشاره کوتاهی به مسائل فن آورانه ایجاد شده به دیدگاه‌های موجود در ارتباط با فرصتهای ایجاد شده می‌پردازیم.
از دید بسیاری از متخصصان، در نتیجه‌ی ابداعات و اختراعات فن آورانه نوین و به عنوان اولین فرصت امکان پردازش و ذخیره سازی مقدار زیادی از اطلاعات و توزیع سریع اطلاعات از طریق شبکه‌های اطلاعاتی فراهم شده است. تکنولوژی جدید به انسان‌ها کمک نمود که هزینه انتقال اطلاعات را به شدت کاهش دهند. برای مثال، هزینه انتقال یک تریلیون بیت اطلاعات از بوستون به لوس آنجلس در سال 1970، 15000 دلار بود که این هزینه در حال حاضر به واسطه تکنولوژی‌های جدید به 12 سنت کاهش یافته است. هزینه 3 دقیقه مکالمه تلفنی از نیویورک به لندن در سال 1930، 300 دلار بود که این مبلغ امروز به 20 سنت رسیده است. ارسال الکترونیک یک سند 40 صفحه‌ای از شیلی به کنیا 10 سنت و هزینه فاکس آن 10 دلار و هزینه ارسال از طریق پست 50 دلار است. (Human development report, 2001, p43)
از دید برنامه توسعه سازمان ملل، تغییرات تکنولوژیک باعث تغییرات تاریخی نیز شده است. از دید برنامه سازمان ملل قبلا با توجه به هزینه بالای دسترسی به اطلاعات و ارتباطات و حمل,نقل، سازمان‌ها و تجارت به صورت عمودی با هم مرتبط می‌شدند. در شرایط عصر شبکه ای، هزینه اطلاعات و ارتباطات تقریبا به صفر رسیده و ارتباطات شکل افقی پیدا نموده است. عصر جدید در بسیاری از زمینه‌ها به شبکه‌های جهانی قدرت داده است. برای مثال تکنولوژی اطلاعاتی و ارتباطی چون اینترنت باعث گسترش همکاری‌های بین کشوری و فردی شده است. از سال 1995 تا 1997 دانشمندان آمریکایی مقالات مشترکی را با دانشمندانی از 173 کشور تهیه نموده اند.
Human development report, 2001, P. 44))
نمودار شماره 1-1- مسیر , سرعت و هزینه انتقال اطلاعات و تعداد کاربران اینترنت از 1970 تاکنون
Human development report, 2001, P. 44))
تحلیل گران در ارتباط با فرصتهای اطلاعاتی ایجاد شده نتیجه گیری متفاوتی ارائه نمایند که در این قسمت به آن قسمت از ملاحظاتی اشاره می‌شود که به جنبش‌های اجتماعی پیوند خورده است.
در کتاب سایبر دموکراسی، نویسندگان کتاب معتقدند که ابداعات فن آورانه اگر چه به تنهایی نمی‌تواند تغییرات سیاسی اجتماعی را تسهیل نماید، ولی بعضی از تحولات و تغییرات فنی ایجاد شده است که سیاستمداران وعده آن را می‌دادند که باعث جنبش شبکه ای شدن مدنی1 خواهد شد که همه ابعاد حیات مان را تغییر می‌دهد.
( Tsagarousianon، Tamini and Bryan، 1998، p3)
در گزارش توسعه انسانی، محققین معتقد هستند که، اینترنت و تکنولوژی های جدید در موارد متعدد نشان داده‌اند که ابزار قدرتمندی برای بسیج و به حرکت درآوردن مردم در سطح محلی شده است. مبارزات از طریق پست الکترونیکی علیه فساد در انتخابات 1999 کره باعث ایجاد جنبش‌های قوی در اینترنت شده است. جنبش زاپاتیستا در مکزیک و اطلاع رسانی از طریق اینترنت در جریان قتل عام بوسنی‌ها توسط صرب‌ها نیز از این جمله هستند.
( Human development report، 2001: pp 48-49)
از جانب دیگر [وبستر و کوئینز] انقلاب اطلاعاتی و شرایط جدید ارتباطی را جریانی مقابل فوردیسم و عوارض آن می‌شمارند. از دید آنها فن‌آوری نوین اطلاعاتی پاسخی به زور آزمایی فوردیسم به مثابه شیوه‌ی تولید و زندگی بوده است. هر چند فوردیسم که راهبردی اقتصادی کینزی آنرا پشتیبانی می‌کرد دوره‌ای از رونق اقتصادی، تنش زدایی نسبی اجتماعی را خلق نمود اما پیامدهای دیگر، کمتر اداره شدنی را نیز به وجود آورد (عوارض جانبی آن آلودگی محیط زیست، بهره کشی بیش از حد از منابع طبیعی، یکسان سازی تولید و مصرف) که زمینه ساز جنبش‌های اجتماعی چون زنان و محیط زیست و فعالان ضد جنگ شد. انقلاب اطلاعاتی وعده می‌دهد که پاسخ ارضاء کننده به هیاهو‌ها برای آزادی بیشتر، دموکراسی، اوقات فراغت، تمرکز زدایی و خلاقیت فردی را فراهم و وعده انجام این کار را بر پایه منطقی نوین و انعطاف پذیر تر برای بسیج عمومی داند. (رابینز، فرانک وبستر، 1385: 168)
از دیدگاه [پیتر مامبری2] تکنولوژی اطلاعاتی و ارتباطی از یک سوی توانسته به دموکراسی مستقیم و نمایندگی کمک و از سوی دیگر این تکنولوژی می‌تواند منجر به تکرار ساختارهای سیاسی موجود قدرت و سنگ شدگی3 نظام‌ها گردد. از سوی دیگر استفاده از آن می تواند منجر به افزایش ساختار های قدرت و شکاف شدید بین گروه های حاشیه ای و مسلط در اجتماع گردد. از دید ایشان دموکراسی یک پروژه‌ی هنجاری پویایی در حال تکامل است که توسط شهروندان و برای شهروندان شکل یافته است. بر اساس دانش موجود، استفاده و بهره‌گیری از تکنولوژی می‌تواند پلات فرم دو سویه ای را برای مباحث گسترده و رای دهی فراهم آورد و از سوی دیگر به شهروندان امکان بیان آرای خودشان را فراهم می‌آورد. (Membrey, 2004, p:34)
[لی] نیز در توضیح این مساله مدل زیر را مطرح نموده است. از دید ایشان اینترنت و فضای ایجاد شده توسط آن موجبات ایجاد جنبش‌های خواهد شد که نتایج گوناگونی را در بر خواهد داشت. (به شکل زیر نگاه نمایید)

نویسنده این پایان نامه معتقد است که تحولات ایجاد شده کمک زیادی را به جنبش‌های اجتماعی نوین فراهم خواهد آورد. از دید نگارنده این مقاله، مهمترین فرصت، فرصتهای همجواری مجازی است که در فضای مدرنیته به تدریج از بین رفت، با توجه به قابلیتهای جدید ایجاد شده، افراد در چت رم‌های مجازی در کنار هم قرار گرفته‌اند و می‌توانند اندیشه‌های مشابه خود را پیدا و طرح نمایند و این تحول کلیدی مهمی برای جنبش‌های اجتماعی است.
به هر صورت در این پایان نامه بحث از این موضوع است که :
1. فضای سایبر چه فرصت های ساختاری را برای شکل گیری جنبشهای اجتماعی ایجاد میکند؟
2. چگونه این فرصت‌های ساختاری برای پیشبرد جنبشهای اجتماعی بکار گرفته خواهد شد؟
3. چگونه فرصت‌های سایبری باعث پایان انسداد سیاسی جنبش‌های سیاسی خواهد شد؟
4. در واقع این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که این فضا چه فرصتهای ساختاری ویژه‌ای را به وجود آورد که می تواند بر جنبش‌های اجتماعی کمک کند..
حال با توجه به این مقدمه سوالاتی طرح شده که در این پژوهش سعی می شود به آنها پاسخ داده شود که عبارتند از:
سوالات تحقیق:
1- فضای سایبر چه فرصت های را برای رهبران و فعالان جنبش های اجتماعی برای بکارگیری ساختارهای ملموس (انتقال هنجارها و ارزش‌های بدیل) ایجاد کرده است؟
2- آیا استفاده از ساختارهای ملموس مذکور می‌تواند منجر به رفع موانع و ساختارهای محدودیت ساز دولت‌های برای ایجاد جنبش‌های جمعی گردد؟
3- چگونه این فرصت های ساختاری ملموس برای پیشبرد جنبش های اجتماعی به کار گرفته خواهد شد؟
اهمیت و ضرورت:
یکی از روش‌های فعالیت زیست جهان در دموکراسی‌های مدرن روشی است که توسط جنبش‌های اجتماعی در پیش گرفته شده است. جنبشهای اجتماعی در مرز بین نظام و زیست جهان قرار دارد. از قواعد و شیوه‌های زندگی حفاظت می‌کنند ونیز از جامعه مدنی در برابر دست اندازیهای نظام حمایت می‌کنند‏ْْ، افزون بر این جنبشهای اجتماعی به ایجاد هویتهای اجتماعی، دانش و اطلاعات می‌پردازند.
آنها، آنگونه که ایرمن و جیمسون اظهار می‌دارند همانند یک قلمرو شناختی، فضای اجتماعی جدیدی هستند که توسط تعامل پویا بین گروهها و سازمانهای مختلف پر می‌شوند. جنبشهای اجتماعی دقیقا ارگانهایی هستند که مشکلات را درک می‌کنند و آنها را وارد دستور کار عمومی می‌سازند. بر این اساس جنبشهای اجتماعی هدفشان ایجاد و انتشار اطلاعاتی است که به طور مستقل از نیازهای ادارات بازار پدید می‌آید.
به عبارتی می‌توان گفت که سازمانهای جنبش اجتماعی تمایل دارند که ساختار خود را با اهدافشان و ویژگیهای گروههای اجتماعی که به دنبال بسیج‌شان هستند، منطبق سازند. با توجه به تغییر تکنولوژیک، توسعه اقتصادی، افزایش سطح آموزش وقت آزاد بیشتر یا به طورکلی فضای سایبر، همگی منابع زیادتری را برای سازمانهای جنبش اجتماعی تولید می‌کنند. در این بررسی با توجه به فرصت‌های ساختاری ایجاد شده در فضای سایبرما می‌توانیم با ابعاد مختلف تشکیل و یا انسداد جنبشهای اجتماعی آشنا شویم.
اهداف تحقیق:
دراین پژوهش سعی محقق بر این است که بررسی کند:
* فرصتهای ساختاری جدیدی که در فضای وب لاگ‌ها صورت می‌گیرد چگونه به ایجاد جنبشهای اجتماعی در کشورهای جهان سوم منجر می‌شود و نیز همچنین بررسی اینکه فرصتهای ساختاری ایجاد شده در فضای وب لاگها چگونه موجبات انسداد جنبشهای اجتماعی را فراهم می‌کنند.
* در این پژوهش نیز بررسی می‌شود که چگونه این فرصتهای ساختاری برای پیشبرد جنبشهای اجتماعی به کار گرفته می‌شوند.
* همچنین در این پژوهش سعی می‌شود که راه‌های چگونگی تسهیل جنبش‌های اجتماعی از طریق حوزه عمومی ایجاد شده در فضای سایبر شناسایی شوند.
* بررسی دیگری که در این پژوهش صورت می‌گیرد این است که موانع ایجاد و کاربرد فضاهای سایبری در شکل گیری و تداوم جنبشهای اجتماعی چه عواملی می‌تواند باشد.
سازماندهی تحقیق:
این پژوهش شامل شش فصل می باشد.
فصل اول مربوط به کلیات تحقیق است که مشتمل بر مقدمه ‏‏، طرح مسأله و اهمیت و ضرورت و سوالات تحقیق.
فصل دوم به ادبیات تحقیق که شامل پیشینه تحقیق و چهارچوب تئوریکی است پرداخته می‌شود.
در فصل سوم که فصل روش شناسی است با توجه به روش به کار برده و مورد استفاده در این پژوهش, جامعه آماری را مشخص و با ابزار گردآوری که همان پرسشنامه است به گردآوری اطلاعات می پردازیم.
در فصل چهارم مرحله تجزیه و تحلیل اطلاعات را انجام می دهیم که متناسب با سطح داده‌ها از آزمونهای آماری مناسب استفاده می کنیم که عبارتند از روشهای آمار توصیفی و برای آزمون فرضیات از آزمون T تست,خی دو و غیره استفاده می شود ضمن اینکه کلیه مراحل محاسبات تجزیه وتحلیل اطلاعات بدست آمده بوسیله کامپیوتر و نرم افزار SPSS انجام می‌گیرد.
در فصل پنجم از دادهای بدست آمده نتیجه گیری کلی در مورد فرضیات را ارائه می‌دهیم در این فصل نشان داده می‌شود کدام فرضیات رد یا کدام اثبات شده‌اند.

فصل دوم
چارچوب نظرى
در ارتباط با اینکه جنبش‌های اجتماعی چگونه شکل گرفته و اقدام می‌نمایند دیدگاههای نظری زیادی وجود دارد. در این فصل ابتدا به معرفی ادبیات و پیشینه تحقیق پرداخته شده و در ادامه دیدگاههای نظری موجود در این زمینه بر اساس اهداف و سوالات تحقیق خود می‌پردازیم.
پیشینه تحقیق
امروزه اطلاعات و فن‌آوری اطلاعات آنچنان بر جنبه‌های مختلف زندگی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی افراد و اجتماعات تاثیر گذاشته است که نمی‌توان از آن غفلت نمود. تاثیر اطلاعات و فن‌آوری اطلاعات هم از جهت ایجاد فرصتهای طلایی جدید و هم از نظر چالشهای سیاسی قابل مطالعه است. بدون شک جهانی شدن اقتصاد، فرهنگ، سیاست و بسیاری از تحولات مدرن بدون توجه به فن آوریهای اطلاعاتی قابل تصور نیست. فن آوری اطلاعات بسیاری از محدودیتهای زمانی و جغرافیایی را از بین برده است و افراد بدون توجه به مرزهای جغرافیایی می‌توانند با هم ارتباط برقرار کنند و به مبادله اطلاعات بپردازند.
تحقیقات خارجی
کتاب جماعت مجازی (1993)نوشته هوارداینگولد از نخستین و معروفترین پژوهش‌هایی است که در طی یکدهه اخیر و در اوایل دهه نود میلادی در نخستین مراحل جهانی شبکه اینترنت به بررسی تاثیرات سیاسی و اجتماعی این شبکه پرداخته است.
راینگولد که از سال 1985بعنوان عضو یک جماعت مجازی به برقراری ارتباط روزمره با دیگر اعضای شبکه از طریق کنفرانس از راه دور پست الکترونیک و گروه خبری می‌پرداخت. ماحصل تجریبات خود را در تدوین نظریه‌ای درباره تاثیرات اینترنت در تقویت و تحکیم دمکراسی و ایجاد اشکال جدیدی از مشارکت سیاسی شهروندان در یک حوزه عمومی مجازی به کار گرفت.
تز اصلی کتاب راینگولد که بصورت الکترونیک هم منتشر شده این است که اینترنت ممکن است عصر جدیدی از دمکراسی مشارکتی و شورایی را در مقام حوزه عمومی سیاسی پدید آورد. به نظر جماعات مجازی در حال رشد در اینترنت می‌توانند به شهروندان در احیاء ابعاد از دست رفته دمکراسی و ایفای نقش جدی‌تر مردم در فرایند سیاسی کمک کنند.
دمکراسی نوین مشارکتی که راینگولد بدان اشاره می‌کند صورتی از دمکراسی است که برخی آن را آرمانشهری خوانده و به آن آتن بدون بردگان لقب داده اند. دولتشهر آتنی مدرن به شکل یک جماعت مجازی در اینترنت ظاهر می‌شود. این شبکه نقش آگواری آتنی را به عهده می‌گیرد که در درون آن شهروندان آزاد به مباحثه درباره امور عمومی جامعه می‌پردازند. (Rheingold,1999,pp121_133)
راینگولد در کتاب خود ضمن طرح دیدگاه‌های مختلف درباره تاثیرات متقابل ارتباطات رایانه‌ای و سیاست دمکراتیک با کاربرد مدل حوزه عمومی هابرماس بی آنکه روش شناسی دقیقی در کار باشد چنین نتیجه می‌گیرد که فن‌آوری نوین ارتباطی در صورتی که بدرستی از جانب شهروندان شناخته و به کار برده شود دارای پناسیل دمکراتیک زیادی است. همانطور که رسانه‌های چاپی قرون گذشته در روند مردم سالاری نقش برجسته‌ای ایفا می‌کردند. کتاب راینگولد نقطه عطفی در ادبیات مربوط به تاثیرات و ابعاد اجتماعی و سیاسی اینترنت به شمار می‌آید، زیرا از نخستین تحلیل‌های معتبر و شناخته شده‌ای است. که از ایده حوزه عمومی بعنوان مدلی برای تبیین ارتباط بین این دو پدیده سود برده است. هر چند برخی از یافته‌های راینگولد همچنان اعتبار خود را حفظ کرده است. ولی بسیاری از ایده‌های وی که با بهره گیری از تجریبات شخصی او در دوران اولیه رشد و همه گیر شدن اینترنت حاصل آمده اکنون نیازمند بازنگری و نقد افزودن ابعاد نوظهور ارتباطات رایانه‌ای است
مارک پوستر دانشمند استرالیایی مقیم امریکا که از سالها پیش در زمینه تعاملات فن‌آوری دیجیتالی و روندهای اجتماعی و سیاسی سرگرم پژوهش و آموزش است در سال 1999در مقاله‌ای درباره سایبر دمکراسی نوشت. ایده هابرماسی حوزه عمومی را در مطالعه اینترنت باید کنار گذاشت زیرا اینترنت بگونه‌ای سیستماتیک، فضایی مناسب برای احیاء حوزه عمومی است. (poster,1999,p 11)
این دیدگاه پوستر تفاوت فاحشی با نظریاتی دارد که وی در سال 1997در تحقیقی بنام (سایبر‍ دمکراسی، اینترنت و حوزه عمومی) مطرح کرد و در آن وجود شرایطی چون دسترسی همگانی، نامتمرکز بودن ارتباط در اینترنت و فراهم بودن فضایی برای مباحثه شهروندان را دلیلی بر امکانپذیری ایفای نقش این شبکه در مقام حوزه عمومی دانست.

پوستر در تحقیقات اولیه خود اتخاذ رهیافتی تازه در مطالعه دمکراسی را با توجه به ظهور شبکه اینترنت ضروری دانسته و در عین حال مفهوم حوزه عمومی را (قلب و محور صورت بندی نظری تازه‌ای درباره دمکراسی) معرفی کرده بود، لیکن در نوشته‌های اخیرش کاربرد مفهوم حوزه عمومی را در مطالعه اینترنت نارسا خوانده و خواستار رها کردن آن است. به عقیده پوستر مدرنسیت‌ها تصور می‌کنند که اینترنت ابزاری بیش نیست در حالی که چنین نیست و نمی‌توان گفت که ارتباطات رایانه‌ای بویژه اینترنت فن آوری‌های خنثی و بی طرفی هستند. وی در نتیجه گیری از بحث خود می‌نویسد: سوال مهمی که در مطالعه اینترنت باید پرسید این است که آیا انواع جدیدی از روابط در درون شبکه اینترنت پدید آمده یا خواهد آمد که موجب ظهور اشکال تازه‌ای از قدرت سیاسی بین افراد در حال ارتباط گردد؟ poster,1997,p7) )
نکته جالب توجه این است که این سوال خود از دریافتی تلویحی از مفهوم حوزه عمومی نشات می‌گیرد، لذا می‌توان ادعا کرد که تمایل پوستر به رد و رها کردن مفهوم حوزه عمومی در مطالعه اینترنت تا حدودی عجولانه است بویژه آنکه هیچ یک از نتایج بررسی وی چنین ارزیابی یک جانبه و مطلقی را الزامی نمی‌سازد.
ایوند وارد در مقاله پژوهشی (چگونه می‌توانیم دمکراتیک شویم، اینترنت، حوزه عمومی و گفتگوی جمعی) در سال 1997 بعکس اشنایدر وجه تعاملی رابطه شهروندان و دولت در اینترنت را در کانون خود قرار داد. ایوند این پرسش را مطرح کرد که (آیا شبکه اینترنت می‌تواند ابزاری برای افراد خصوصی باشد تا با استفاده از آن بر دولت و قدرت سیاسی نفوذی دمکراتیک اعمال کنند؟ ) برای پاسخگویی به این سوال وارد از تبیین هابرماس درباره چگونگی ظهور و رشد حوزه عمومی بورژوایی اروپایی بهره گرفت.
وارد در مقاله خود ضمن یادآوری اینکه (هرگونه فن‌آوری دارای محدودیت‌های مادی و اقتصادی است.) تاکید کرد که اینترنت نیز چنین است و ذاتا شبکه‌ای برابری زا و رهایی بخش نیست با این تأکید وارد خود را در زمره کسانی قرار می‌دهد که اعتقادی به جبر تکنوکراتیک ندارند و از موضعی اختیارگرایانه به فن‌آوری می‌نگرند. ((ward,1997,pp27_31 در جریان بحث و در تلاش برای تبیین فضای عمومی که اینترنت برای مباحثات شهروندان ایجاد می‌کند وارد به بررسی و تحلیل امکانات این فضای عمومی برای تقویت برابری اجتماعی سیاسی و اقتصادی شرکت کنندگان، ظهور عرصه‌های جدید بحث عمومی و میزان دسترسی مردم به شبکه اینترنت می‌پردازند، زیرا به نظر وی این سه موضوع معیارهای اساسی حوزه عمومی هستند که در نظریات هابرماس ذکر شده‌اند چنین به نظر میرسد که وارد در تحلیل خود به جمع بندی مشخص و قاطعی دست نیافته است.
وارد در نتیجه گیری‌های خود ارتباط مردم از طریق شبکه‌های الکترونیک و تبادل اطلاعات میان آنها را مثبت ارزیابی می‌کند اما در عین حال می‌گوید که (این امور لزوما به مردم سالاری بیشتر نمی‌انجامد. (ward,1997,pp27_31)

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید